امروز
امرور روز انتخابات بود.منم بعد از ظهر با مامان و زهرا رفتم رای دادم.به کی رو بعدا میگم.آخه باید نتیجش معلوم بشه بعد...
فعلا تو خماری بمون.حالا که دارم به خودم نگه می کنم می ترسم زنده بونم و حالم روز به روز بدتر بشه.امروز برای رای که رفتم هر کس منو دید فهمید مریضم.خیلی بد بود آبروم رفت.
خدایا شفای منو بده خواهش می کنم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 20:5  توسط شرمن تنبله
|
