تبليغاتX
بـــــنام خدایـــم

بـــــنام خدایـــم

و دیگر هیچ ...

بگو بگو چطوره

من به جنون رسیدم

به خاک و خون رسیدم

از عشق چیزی ندیدم

گل سرخی نچیدم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:59  توسط شرمن تنبله  | 

شکرت خدا

می خوام رها باشه تنم

جنس گلا بشه پوست تنم

می خوام بهت بگم خدا

دوست دارم بی انتها

فقط میگم شکرت خدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 17:48  توسط شرمن تنبله  | 

خسته شدم

نمی خوام هیچ کس بهم وابسته شه

یا کسی از دست من دل خسته شه

نمی خوام که به من عادت کنه

درداشو بخواد با من چاره کنه

به خدا من خسته شدم ز خود

بذار تنها باشم من کنار تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 11:38  توسط شرمن تنبله  | 

درکم کن ترکم کن

من بریدم از خودم دیگه نذار سر به سرم.به خدا من خودم بیزارم از خودم.پس دیگه نیا پیش دلم . دیگه بهم سر هم نزن.اگه عزیزتم بذار حالا تنها باشم پیش من نمون نذار بدتر بشم

ممنونم

زهره

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 15:56  توسط شرمن تنبله  | 

بسمه

این روزا چرا تموم نمیشن خدا

به من نده درد و بلا

خستگیم از این زمونه

زیاد شده دیگه حالا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 15:51  توسط شرمن تنبله  | 

برای تو مینویسم عشقم reza jan

دلم برات تنگ شده اما تو بهم پیغام نمیدی.به خدا دارم دیوونه میشم . من که جز عشق ازت چیزی نمی خوام.با نداریت هم می سازم.فقط بگو هنوزم منو می خوای ؟

اگه نه که.........

 خیلی تنهام تو این زمونهء غریب

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 15:39  توسط شرمن تنبله  | 

بخر جون من

خیلی خوشحالم که تونستم از تالار با اون آدمای از خودراضی و بی ادبش بیام بیرون .الان هم که گه گاهی یه ترانه می نویسم.

پول تلفن که ۹۵ هزار اومده مامان میخواد برام ای دی اس ال خداکنه حالا خداکنه بخره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 13:42  توسط شرمن تنبله  | 

حس

نمی دونم چرا نه حس شاعرانه دارم نه دلم می خواد نقاشی کنم.بدجور پکرم بدجور.دلم تنگه برای یه همزبون.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 13:39  توسط شرمن تنبله  | 

عشق مجنون

دورهء عشق مجنون

به سر اومد چه آسون

دیگه قدیمی شده

قصه عشق مجنون

 

لیلیه عهد قدیم

شد باربیه این زمون

تنها و بی کس شده

مجنون بی همزبون

 

قصه ی عشق لیلی

رنگشو باخته خیلی

دیگه راهی نمیشه

از اشک چشما سیلی

 

قصهء عشق اونا

کجا رسید ؟ کی داد جون ؟

به جای عشق لیلی

 شده باربی الگومون

 

دوره ی عشق مجنون

دیگه به سر رسیده

مجنون هم این باربی رو

به جای لیلی دیده

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 14:23  توسط شرمن تنبله  | 

خزون

سلام دوستان میشه برای ترانه هام مشتری ژیدا کنید.اینم یکی دیگه اما خواهش می کنم کپی نکنید.

ممنونم

از این خزون تا اون خزون

پیشم بمون ای همزبون

مال من شو تا همیشه

نگو که ای وای نمیشه

از این خزون تا اون خزون

کنارم باش عزیز جون

ازاین خزون تا اون خزون

پر شدم از غم و جنون

تو ترس بی تو موندنم

برس به داد این دلم

خزونمو بهاری کن

بیا منو تو یاری کن 

از این خزون تا اون خزون

تو تب و تاب من بمون

از این خزون تا اون خزون

کجایی پس نا مهربون

از این خزون تا اون خزون

بیا پیشم نامهربون

بگو می خوای یا نمیخوای

 بگو میای یا نمیای

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 14:5  توسط شرمن تنبله  | 

ترانه

یکی از ترانه هامو اینجا میذارم لطفا کپی نکنید.


 

قلبمو پس بده برم

دیگه نمی خوامت تو رو

صبرم دیگه تموم شده

از پیش من دیگه برو

 

گفتی با تو پیر نمیشم

از عاشقی سیر نمیشم

هر چی دلت میخواد بگو 

من از تو دلگیر نمیشم

 

سنگ غم رفتن تو

شکسته شیشه ی دل و

چه زود فراموشت شده

قرار توی ساحل و

 

دیگه برو تو از دلم

می خوام که تنها بمونم

تو غربت تنهاییام

ترانهء غم بخونم

 

دنیام شده سیاه و تار

چشام پر از گرد و غبار

برو دیگه نمیخوامت

دیگه بهونه هم نیار

 

به لب رسوندی جونمو

پس بده زود قلب منو

منم دیگه دوست ندارم

اینجوری عاشق شدنو

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 15:0  توسط شرمن تنبله  |