تبليغاتX
بـــــنام خدایـــم

بـــــنام خدایـــم

و دیگر هیچ ...

دسته گل به آب دادم

امروز تزریق دارم.وقتی از اتاق خودم میومدم تا سر کاپژیوتر بشینم سرمم در اومد و کلیش ریخت زمین اما زود به دادش رسیدم.اون ۱۰۰ سی سی هم فدای سرم به جهنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 16:51  توسط شرمن تنبله  | 

ارزش ندارن

یاشار جونم ما که نباید شخصیتمونو در حد اونا پایین بیاریم.من که به هیچ کدوم از اون کله پوکا اهمیت نمیدم.اونا یه مشت جوون علاف و بیکار بیشتر نیستن.

من فکر نمی کردم ام اس منو تا این حد ناتوان کنه.خدایا شکرت نذار خار بشم.حالمو از این بدتر نکن ازت خواهش می کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 19:18  توسط شرمن تنبله  | 

الهی.....

من اصلا انتظار نداشتم که محمد علی شخصیتمو به لجن بکشه.مهو فحش خور یه مشت آدم عوضی و بیکار کنه.چه ساده بودم من که بهش اعتماد کردم.اون از همشون عوضی تره.تالار برای من مهم نبود ولی انتظار نداشتم بی ادبانه با من حرف زده بشه.از همشون بدم میاد.بخصوص ژسر شجاع که امیدوارم به روز سیاه بشنه همین طور شازده کوچولو .ازشون متنفرم .از تالار بدم میاد.الهی با هم دعواشون بشه و دیگه چیزی به نام تالار وجود نداشته باشه.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 11:50  توسط شرمن تنبله  | 

حوصله

دیگه حوصلهء ژای کا مژیوتر اومدن ندارم .دوست دارم بشینم و فقط بنویسم .

دیگه حوصله نوشتنم ندارم.شاید من دلم می خواد به یه خواب زمستونی برم.نمی دونم.......

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 11:19  توسط شرمن تنبله  | 

آینده

در مورد آینده هیچی نمی دونم ولی امیدوارم وضعم از حالا خیلی بهتر باشه به امید خدا

خدایا یه کاری کن حالم از اینی که هست بدتر نشه.یه کاری کن خانوادمو سرافراز کنم.حالم بدتر نشه بلکه بهترم بشم.خدایا کمکم کن. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 13:48  توسط شرمن تنبله  | 

لعنتی

من که از تالار دل بریدم محمد علی اومد بیخود گفت خلوت شده و منو باز کشوند که بیام تالار.حالا اون پسرشجاعه عوضی هرچی از دهنش در اومد بهم گفت.من خیلی احمق و زود باورم.از خودم بدم اومد.اون حق نداشت این حرفا رو به من بزنه.

برای خودم متاسفم.همه منتم رو میکشن تا یه نگاه بهشون کنم اونوقت خودمو چه ساده کوچیک کردم.مثلا من یه ترانه سرام که با آدمای کله گنده رابطه دارم اونوقت ببین......

لعنت به.........

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:51  توسط شرمن تنبله  | 

باید درستش کنم

بهونه های بودنم الان دیگه تموم شده

بیا و یه کاری بکن این دلمو یاری بکن

من باشم و حرفایی که توی دلم حبس شده

از من بهونه هی نگیرکه وقت تو تموم شده

بیا و با دل تنگه من بساز از تو مگه چیزی کم میشه

اگه تو باش پیش من بدون بهونهء منی تو

تو باشی و من باشم و یه دنیا حرف ناتموم

ساده بیا با هم باشیم تا اونور رنگین کمون

رنگین کمونه دله من  به رنگ تو نیاز داره

این دل صاف و صادقم پیش دلت کم میاره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 13:52  توسط شرمن تنبله  | 

لعنت

چند روزه شعرم نمیاد اعصابم خورده.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 11:48  توسط شرمن تنبله  | 

یادم نره یه وقت

بالاخره امکان خرید و تهیه  کتاب های  شایا تجلی  فراهم شد .

شما دوستان  عزیز  ِ داخل کشور می توانید  آدرس پستی کامل ( منزل یا محل کار به همراه کدپستی ده رقمی) خود را به شماره ی  09123531504   sms   کنید و لیست کتاب های مورد تقاضای خود را  درخواست بدهید.
دوستان عزیز با واریز  مبلغ  تعداد کتاب های درخواستی خود به شماره ی حساب جام  59862592   بانک ملت به نام خانم طاهریان ، و در پایان با ارسال sms  شماره ی فیش پرداختی خود به تلفن همراه ایشان (خانوم طاهریان) ظرف 24 تا 48 ساعت  کتاب های مورد نظرتان را به صورت پست پیشتاز دریافت نمایید.

قیمت  کتاب  به اضافه ی  هزینه پستی :

1-    سه کتاب     5000 تومان

2 -   شش کتاب   10000 تومان

3 -   نه کتاب        15000 تومان

4 -   دوازده کتاب     20000 تومان

5 -   پانزده کتاب     25000 تومان

و سری کامل کتاب ها (بیست کتاب)  30000 تومان

در صورت داشتن هر سوالی ،  پرسش خود را به شماره مورد نظر  sms  کنید
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 14:56  توسط شرمن تنبله  | 

من گول نمی خورم

یادم باشه یادت باشه

که من دیگه بزرگ شدم

پس بدون که گول نمی خورم

اون که بخواد گول بخوره

تو زندگیش کم میاره

من ولی بیدی نیستم

با این بادا بلرزم

من دیگه گول نمی خورم

من گولتو نمی خورم

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 10:16  توسط شرمن تنبله  | 

به فروش می رسد


قلبمو پس بده برم

دیگه نمی خوامت تو رو

صبرم دیگه تموم شده

از پیش من ....

ترانهء بالا رو که تازه سرودم. حاضر هستم به فروش برسونم.در صورت تمایل به من میل بزنید تا کاملشو بهتون بدم.

zbaran_85@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 21:53  توسط شرمن تنبله  | 

فی البداهه

هستیه من تو هستی

پس به دلم نشستی

از وقتی که تو رفتی

جایه گله گذاشتی

برو که تو بد هستی

هستیه من دیگه نیستی

برو که بد خاطره گذاشتی

برو بد خاطره گذاشتی

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 11:8  توسط شرمن تنبله  | 

مسخره

همه فکر می کنن چون برای زهرا خواستگار میاد من بهش حسودیم میشه.اما من تو حال خودمم موندم.

محسن که فامیلیش خاطرم نیست بهم گفته اینا که تو می نویسی ترانه نیست خلاصه خیلی حالمو گرفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 13:46  توسط شرمن تنبله  | 

نه بهتره......

دردم تو دلم باشه گمونم بهتره.

فقط کاش بشه خوشی تو زندگیه منم جون بگیره رنگ بگیره.من که راضیم به رضای خدا.التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 20:19  توسط شرمن تنبله  | 

دیوونه

بعد از سرما خوردگیم توهم داشتم.خیلی بی عیب بودم دیوونه هم شده بودم.
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 12:41  توسط شرمن تنبله  | 

یادمه

آره مهرام من یادمه

تو بدی و من بودم و یه جفت دل اما بی حال

سلام  مهران جان درسته من شما رو فراموش نکردم بابا.

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 12:39  توسط شرمن تنبله  |