تبليغاتX
بـــــنام خدایـــم

بـــــنام خدایـــم

و دیگر هیچ ...

میدونم فرار میکنی.

من که میدونم نمی خوای جوابمو بدی منم دیگه اصلا اونورا آفتابی نمیشم.الهی حسرت عروسیه ژسراتم به دلت بمونه.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 12:31  توسط شرمن تنبله  | 

تولد من و حسین مبارکه

این بابا آخرش منو دیوونه میکنه.کادوی تولد زهرا بهم داد البته میدونم مامان گلم برام خریده بود و زهرا بهم داد . خیلی مامانم ماهه.خاله شهلا هم بهم ریمل و خط چشم داد.۲۸ هم تولد حسین هست.مامان گفتم براش کادو بخره.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 18:7  توسط شرمن تنبله  | 

اومد

پول تلفنم ۴۱ تومن اومده.میخوان ندن تا قطع بشه.نمی خوام بشینم غصه بخورم.می خوام فعلا فکرمو روی درمان خودم متمرکز کنم.پول تلفن هم خودش جور میشه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 14:48  توسط شرمن تنبله  | 

ساده بودم

فردا تولدمه اما هیچ کی به من تولدمو تبریک نگفت.هیچ کدوم از دوستام این چند وقته بهم تلفن نزدن که ببینن مردم یا زندم.دیگه از هیچ کدومشون خوشم نمیاد.منه ساده رو بگو که ژارسال برای تولدم دعوتشون کردم.اونا لیاقت منو نداشتن منی که براشون خودمو می کشتم.دیگه براشون دعا نمی کنم.اونا حقشون هست که خوارتر از من بشن.وقتی یاد لی معرفتیشون می افتم گریه هام سرازیر میشه.ژارسال برای تولد یکیشون  لیوانه گیاس خریدم و بردم خونشون.به یکی دیگشون ۹ تومن لیوانه گیلاس خریدم و کادوی عروسیش وقتی همشون اومده بودن بهش دادم.من دوستشون داشتم ولی هیچ کدومشون لیاقت دوستی بامنو نداشتن.خدایا خودت جوابشونو بده.اشتباه کردم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 17:45  توسط شرمن تنبله  | 

احتمالات

امروز زهرا رفته تهران و بابا هم رفته دنبال درجش .مامان هم که رفته هشتگرد و چون من تنها میشدم مامان مولود طفلک اومده اینجا.شاید عصر منو ببرن فیزیو تراپی البته خیلی بعید می دونم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 10:46  توسط شرمن تنبله  | 

خداحاف.........

دیگه اینترنت بی اینترنت شدم اونم به خاطر یه پسر احمق

برای همیشه خدا حافظ

خدایا کاری کن همه یادشون بره اون عوضی چه عکسی گذاشته بود و منو از اینترنت محروم نکنن.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 14:33  توسط شرمن تنبله  | 

توکلت علی الله

از کجا به اینجا رسیدم ! خدایا می خوای از اینم ذلیلترم کنی ؟ خدایا من طاقتشو ندارم .خواهش می کنم روی خوشی رو بذار منم ببینم.دیگه به ازدواج فکر نمیکنم تحمل من برای هیچ کسی امکان پذیر نیست میدونم خیلی وضعم خرابه .راه رفتنم افتضاحه.میدونم همهء اینا رو . پس خودت بهم صبر بده دیگه نمی دونم چی کار کنم.خودمو به خودت میسپارم کمکم کن.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 22:57  توسط شرمن تنبله  | 

عید آمد و............

سلام

عید فطر بر همه مبارک

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 14:3  توسط شرمن تنبله  |