تبليغاتX
بـــــنام خدایـــم

بـــــنام خدایـــم

و دیگر هیچ ...

همین

کاش که این فاصله را کم کنی

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 19:30  توسط شرمن تنبله  | 

حرف دل

باز هم تک ماندم

بی هدف سرگردان

از دیاری به دیاری بروم

تا بجویم یارم را

خسته و دلمرده

نالم از تنهایی

چه کسی خواهد خواند

در چشم من

بی کسی هایم را

و چه کس خواهد گفت؟

ناامید شیطان است

دل من اما مرد

دگر از یاس و امید دل من خسته شدست.

التماس دعا

زهره

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 11:47  توسط شرمن تنبله  | 

بگذریم....

بیمارستان شریعتی که بودم یه مریضایی می دیدم که خدا رو شکر می کردم که ام اس دارم و به راحتی هم پلاک ها دیده شده بود.

از این حرفا بیا بگذریم.خواب دوستم پریا ول کن ما نیست آقا!!! من از اول که پریا رو دیدم ازش خیلی خوشم اومد الان هم خیلی دوستش دارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 19:40  توسط شرمن تنبله  | 

هنوزم عیده !!!

از وقتی عید شروع شد و تموم شد نمیدونم چرا برای من تموم نمیشه.نمی دونم به خاطر شیرینی و آجیلاشه که هنوز مونده ؟

من از تعطیلی بیزارم حالا اما عید برام تمومی نداره.امروز دیگه برم سر تابلوهامو تمومشون کنم.یعنی امیدوارم که برم.

علی خان چی شده ؟ شما همونی که بهم می گفتی اسم وبتو بذار شوهر و دیگر هیچ؟درسته ؟چرا دلت گرفته ؟نکنه تو هم زن می خوای و دیگر هیچ هان ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10:14  توسط شرمن تنبله  | 

بخور بخواب

۱۳ یا ۱۴ ساله که بودم یادش به خیر چقدر راه می رفتم اما حالا کارم شده بخور بخواب.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 16:35  توسط شرمن تنبله  | 

بچگیا

 کودکی هامو یادته
.راه افتادم  دست می زدی
.از گونه هام بوسه چیدی
.می افتادم می ترسیدی
با خندهایم خنده کردی 

چه زود گذشت بزرگ شدم.
اما ریشه هامو زلزله لرزوند
می افتادم بی هیچ دلیل
چپچپ نگاه کردناتو می فهمیدم
دوباره باز راه افتادم
چرا پس این زلزله ها  رهام نکرد
هی افتادم بلند شدم هی افتادم بلند شدم
 تنها بودن اما بده به خاطر زلزله ها چی شدحالا تنها شدم

تنها شدم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 16:5  توسط شرمن تنبله  | 

اومدم باز

حسین جونم مرسی که کمکم کردی.دمت قیچ قاراچ قوروچ.

این فکره مثل خوره افتاده به جونم که من امسال باید ازدواج کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 13:0  توسط شرمن تنبله  | 

عجیبه

عجیبه !! خیلی عجیبه ؟!

مگه این وبلاگ http://deltangotanha.blogfa.com واسه زهره نبود ؟! همون شرمن تنبله ؟!

پس کو ؟! من این آدرس http://deltangotanha.blogfa.com/ رو زدم ، میگفت

وبلاگی با این آدرس پیدا نشد

ممکن است آدرس وبلاگ را اشتباه وارد کرده باشید و یا وبلاگ حذف شده باشد

Blog not found
 

[blogfa.com]

زهره خودت پاک کردی ؟ کسی پاک کرده ؟ اشتباهی پاک کردی ؟! من حسینم ... بهم پیغام بده ببینم قضیه چیه ....

اینهمه توش نوشتی !! حیف شد ... خیلی حیف شد ...

من وقتی دیدم این وبلاگ دیگه وجود نداره دوباره ثبتش کردم که بهت بدمش ...

فعلا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 18:23  توسط شرمن تنبله  |