همین
و دیگر هیچ ...
بی هدف سرگردان
از دیاری به دیاری بروم
تا بجویم یارم را
خسته و دلمرده
نالم از تنهایی
چه کسی خواهد خواند
در چشم من
بی کسی هایم را
و چه کس خواهد گفت؟
ناامید شیطان است
دل من اما مرد
دگر از یاس و امید دل من خسته شدست.
التماس دعا
زهره
از این حرفا بیا بگذریم.خواب دوستم پریا ول کن ما نیست آقا!!! من از اول که پریا رو دیدم ازش خیلی خوشم اومد الان هم خیلی دوستش دارم.
من از تعطیلی بیزارم حالا اما عید برام تمومی نداره.امروز دیگه برم سر تابلوهامو تمومشون کنم.یعنی امیدوارم که برم.
علی خان چی شده ؟ شما همونی که بهم می گفتی اسم وبتو بذار شوهر و دیگر هیچ؟درسته ؟چرا دلت گرفته ؟نکنه تو هم زن می خوای و دیگر هیچ هان ؟
چه زود گذشت بزرگ شدم.
اما ریشه هامو زلزله لرزوند
می افتادم بی هیچ دلیل
چپچپ نگاه کردناتو می فهمیدم
دوباره باز راه افتادم
چرا پس این زلزله ها رهام نکرد
هی افتادم بلند شدم هی افتادم بلند شدم
تنها بودن اما بده به خاطر زلزله ها چی شدحالا تنها شدم
تنها شدم
این فکره مثل خوره افتاده به جونم که من امسال باید ازدواج کنم.![]()
مگه این وبلاگ http://deltangotanha.blogfa.com واسه زهره نبود ؟! همون شرمن تنبله ؟!
پس کو ؟! من این آدرس http://deltangotanha.blogfa.com/ رو زدم ، میگفت
وبلاگی با این آدرس پیدا نشد
ممکن است آدرس وبلاگ را اشتباه وارد کرده باشید و یا وبلاگ حذف شده باشد
Blog not found
زهره خودت پاک کردی ؟ کسی پاک کرده ؟ اشتباهی پاک کردی ؟! من حسینم ... بهم پیغام بده ببینم قضیه چیه ....
اینهمه توش نوشتی !! حیف شد ... خیلی حیف شد ...
من وقتی دیدم این وبلاگ دیگه وجود نداره دوباره ثبتش کردم که بهت بدمش ...
فعلا ![]()